یادداشتهای اعضای تیم
«درباره من» از زبان اعضای تیم بینش جدید.
دکتر سعید جویزاده
درباره من؛ پژوهشگر، مدرس، کوچ و علاقهمند به پیوند دانش، انسان و فناوری
«من جهان را مجموعهای از چیزهای جدا از هم نمیبینم؛ جهان برای من شبکهای از ارتباطات است و زیباترین پیوند آن، پیوند میان انسانهاست.»
من باور دارم که همهچیز به هم مرتبط است…
من سعید جویزاده هستم؛ انسانی که بیش از هر چیز، شیفته یادگیری، کشف ناشناختهها، ارتباط با انسانها و فهم پیچیدگیهای جهان است.
سالهاست به این باور رسیدهام که چهار دشمن بزرگ انسان، ترس، شک، بیهدفی و تنبلی هستند. چهار مانعی که میتوانند استعدادهای بزرگ را خاموش کنند، رؤیاها را ناتمام بگذارند و انسان را از تجربه یک زندگی معنادار بازدارند.
مسیر علمی من از دانشگاه و رشته جغرافیا، با گرایش آبوهواشناسی آغاز شد. اما هرچه بیشتر جهان را مطالعه کردم، بیشتر دریافتم که نمیتوان پدیدههای جهان را جدا از یکدیگر فهمید. طبیعت، انسان، جامعه، فناوری و حتی اندیشههای ما در شبکهای پیچیده از روابط متقابل قرار دارند.
همین دریافت، مرا به سوی علوم مکانی، سیستمهای اطلاعات جغرافیایی (GIS)، نگرش سیستمی و دانش میانرشتهای هدایت کرد. بعدها به کوچینگ علاقهمند شدم؛ دانشی که فرصتی تازه برای شناخت انسان، شکوفایی استعدادها و همراهی با دیگران در مسیر رشد فراهم کرد.
امروز میکوشم میان سه جهان بهظاهر متفاوت، اما عمیقاً مرتبط، پلی برقرار کنم: پژوهش علمی، فناوری و رشد انسان.
جهان، شبکهای از ارتباطات است
یکی از باورهای بنیادین من این است که هیچ پدیدهای را نمیتوان کاملاً مستقل از جهان پیرامونش درک کرد.
در جغرافیا با اصلی آشنا شدم که میگوید همهچیز با همهچیز مرتبط است، اما چیزهای نزدیکتر معمولاً ارتباط بیشتری با یکدیگر دارند.
این نگاه برای من فراتر از جغرافیاست؛ نوعی نگرش به زندگی است.
انسانها جزیرههایی جداافتاده نیستند. اندیشهها، احساسات، رفتارها، طبیعت و فناوری به شکلهای گوناگون بر یکدیگر اثر میگذارند. به همین دلیل معتقدم آینده دانش، بیش از هر زمان دیگری در گرو عبور از مرزهای رشتهای و گسترش تفکر سیستمی است.
من به آینده انسان خوشبینم
از نگاه من، اینترنت و هوش مصنوعی از شگفتانگیزترین دستاوردهای تمدن انسانی هستند.
ما در آستانه تحولی تاریخی قرار گرفتهایم؛ تحولی که شاید در آینده، تاریخ زندگی انسان را به دو دوران پیش و پس از گسترش هوش مصنوعی تقسیم کند.
برخلاف نگاههایی که آینده هوش مصنوعی را صرفاً با ترس و نگرانی توصیف میکنند، من به ظرفیت شگفتانگیز آن برای پیشرفت بشر باور دارم.
البته فناوری بهتنهایی تضمینکننده خوشبختی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، خرد، اخلاق و شیوه استفاده ما از آن است.
من آیندهای را تصور میکنم که در آن هوش مصنوعی به انسان کمک میکند کمتر گرفتار کارهای تکراری شود، بیشتر بیاموزد، خلاقتر بیندیشد و فرصت بیشتری برای زندگی، عشق، آرامش و شکوفایی داشته باشد.
در جهانی که سرعت تغییرات هر روز بیشتر میشود، باور دارم یکی از ارزشمندترین تواناییهای انسان، یادگیری سریع، انعطافپذیری و شجاعت تجربهکردن ناشناختههاست.
انسانها، بزرگترین انگیزه زندگی من هستند
با وجود علاقه عمیقم به علم و فناوری، باید اعتراف کنم که هیچچیز برای من به اندازه ارتباط با انسانها ارزشمند نیست.
تنهایی برایم دشوار است و فاصله گرفتن از آدمها، از چیزهایی است که بیش از همه آزارم میدهد.
شاید به همین دلیل است که بخش بزرگی از زندگیام را به آموزش، سخنرانی، برگزاری کارگاههای تخصصی و ارتباط با دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان به یادگیری اختصاص دادهام.
سالها حضور در دانشگاههای مختلف ایران و مجامع علمی بینالمللی، برای من فقط فرصتی برای انتقال دانش نبوده است؛ بلکه فرصتی بوده برای شنیدن، آموختن، دوستی و تجربه لحظاتی که معنای واقعی زندگی را یادآوری میکنند.
گاهی یک گفتوگوی ساده با یک دانشجو، یک لبخند در پایان کلاس یا یک پرسش عمیق از سوی مخاطب، برای من از بسیاری از موفقیتهای حرفهای ارزشمندتر است.
من از انسانها انرژی میگیرم و باور دارم دانش زمانی ارزشمندتر میشود که بتواند زندگی انسان دیگری را روشنتر کند.
کتاب، پیادهروی و لذت کشف جهان
اگر بخواهم سه سرچشمه اصلی انرژی و انگیزهام را نام ببرم، بیتردید از کتابخواندن، پیادهروی و ارتباط با مردم سخن خواهم گفت.
کتابها پنجرههایی هستند که جهان را از زاویههای تازه به من نشان میدهند. پیادهروی فرصتی برای اندیشیدن، آرامش و گفتوگو با خود و طبیعت است؛ و ارتباط با مردم، زندگی را برایم زندهتر و معنادارتر میکند.
علاقه من به نرمافزارهای علوم مکانی، فناوریهای نوین، مدلسازی و تفکر سیستمی نیز از همین میل به شناخت جهان سرچشمه میگیرد.
من هیچگاه نخواستهام یادگیری را به یک رشته، یک مدرک یا یک تخصص محدود کنم؛ زیرا معتقدم جهان بسیار پیچیدهتر و شگفتانگیزتر از آن است که بتوان آن را تنها از یک پنجره تماشا کرد.
چرا دانش ترکیبی؟
ایده شکلگیری «دانش ترکیبی» نیز از همین باور متولد شد.
ما دانش ترکیبی را با این اندیشه بنیان گذاشتیم که برای حل مسائل پیچیده امروز، باید دانشهای مختلف را به گفتوگو با یکدیگر دعوت کنیم.
آرمان ما پیوند دادن علوم مکانی، هوش مصنوعی، پژوهش، کوچینگ و دیگر حوزههای دانش برای خلق راهحلهایی است که در نهایت به رشد و رفاه انسان کمک کنند.
برای من، دانش ترکیبی تنها یک فعالیت آموزشی یا پژوهشی نیست؛ بلکه تلاشی است برای تبدیل دانایی به توانایی، پژوهش به اقدام و فناوری به فرصتی برای ساختن جهانی بهتر.
و در پایان…
من هنوز خودم را بیش از هر عنوان دیگری، یک یادگیرنده میدانم؛ کسی که میخواهد هر روز چیز تازهای کشف کند، انسانی را بهتر بشناسد و سهم کوچکی در بهتر شدن جهان داشته باشد.
باور دارم که آینده میتواند سرشار از شادی، رفاه، خلاقیت و شکوفایی باشد؛ به شرط آنکه از ترس عبور کنیم، هدف داشته باشیم، برای آموختن شجاع باشیم و دست یکدیگر را رها نکنیم.
شاید جهان را نتوان بهتنهایی تغییر داد، اما میتوان با آموختن، اندیشیدن و کنار هم بودن، آغازگر یک تغییر بزرگ شد.
سعید جویزاده
همیشه در مسیر یادگیری، کشف و ارتباط با انسانها
تهمینه فخرآوری
درباره من؛ از کشاورزی تا هوش مصنوعی و موسیقی
من تهمینه فخرآوری هستم. باور دارم که همهچیز به هم پیوند دارد؛ انسانها، طبیعت، علم و هنر. برای من، حوزههای مختلف دانش و تجربه از یکدیگر جدا نیستند؛ هرکدام میتوانند دریچهای برای فهم دیگری باشند. مسیر زندگیام نیز بازتاب همین نگاه است؛ مسیری با سه فصل متفاوت اما بههمپیوسته.
فصل اول؛ کشاورزی و شناخت طبیعت
نخستین فصل زندگی علمی من در حوزه کشاورزی شکل گرفت؛ رشتهای که با علاقه دنبال کردم. دوره کارشناسی را در دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد را در رشته اصلاح ژنتیک در دانشگاه کرمان گذراندم. این سالها فرصتی بود برای شناخت عمیقتر طبیعت و تأمل در پیوند میان انسان و محیط زندگیاش.
فصل دوم؛ طب مکمل و همراهی با مردم
در فصل دوم، به حوزه طب مکمل روی آوردم. علاقه به شناخت انسان و کمک به دیگران، انگیزه اصلی من برای پیمودن این مسیر بود. این تجربه، نگاهم را به زندگی و اهمیت ارتباط انسانی گستردهتر کرد.
فصل سوم؛ موسیقی و هوش مصنوعی
امروز، تمرکز من بر موسیقی و هوش مصنوعی است. علاقهام به موسیقی، مرا به تحصیل در این رشته رساند و اکنون دانشجوی موسیقی هستم. این روزها برای هوشمندسازی دنیای موسیقی و بررسی ظرفیتهای هوش مصنوعی در این عرصه کار میکنم.
موسیقی کلاسیک برایم دنیایی شگفتانگیز و سرشار از ظرافت و کشف است؛ دنیایی که هرچه بیشتر با آن آشنا میشوم، اشتیاقم برای یادگیری بیشتر میشود.
بیرون از فضای تحصیل و کار
به ورزش و پیادهروی علاقه دارم و سهتار مینوازم. مطالعه در زمینه فلسفه، هنر، موسیقی، عرفان و آگاهی نیز بخشی از زندگی من است. دوستان بسیاری دارم و دوست دارم در میان مردم زندگی کنم؛ گفتوگو، دوستی و شنیدن تجربههای دیگران برایم ارزشمند است.
آنچه این سه فصل را به هم پیوند میدهد، کنجکاوی برای شناخت جهان و انسان است؛ کنجکاویای که همچنان مرا به یادگیری، تجربهکردن و یافتن ارتباط میان علم و هنر دعوت میکند.
کتایون فخرآوری
درباره من؛ معلم و علاقهمند به روانشناسی، معنا و یادگیری
من کتایون فخرآوری هستم؛ معلم و علاقهمند به روانشناسی، معنا و یادگیری.
مسیر دانشگاهی من با تحصیل در رشته مدیریت بیمه اکو در دانشگاه علامه طباطبایی آغاز شد. اما علاقهام به انسانها و کنجکاوی درباره احساسات، رفتارها و دنیای درونی آنها، مرا به سوی روانشناسی کشاند. تحصیلات کارشناسی ارشد خود را در رشته روانشناسی در دانشگاه خوارزمی ادامه دادم و همچنان در این حوزه مطالعه و پژوهش میکنم.
یکی از محورهای اصلی مطالعات من، معنا در زندگی انسان و مباحث «کیمیای معنا» است. باور دارم که داشتن معنایی روشن و هدفی پایدار در بلندمدت، میتواند به انسان برای رشد، شکوفایی و عبور از دشواریها کمک کند. از نگاه من، اشتیاق و پشتکار نقش مهمی در این مسیر دارند.
آنچه زندگی را برایم جذاب میکند، پرسشگری و به چالش کشیدن فرضیههای رایج است. دوست دارم دنیا را از پنجرهای دیگر ببینم، پرسشهای تازه مطرح کنم و برای شناخت انسان، به پاسخهای آماده بسنده نکنم.
این روزها بخشی از مطالعات و فعالیتهای من به ارتباط هوش مصنوعی و روانشناسی اختصاص دارد. همچنین به شناخت علمی انگیزه علاقهمندم؛ اینکه انگیزه چگونه شکل میگیرد و چطور میتوان به انسانها کمک کرد اشتیاق خود را برای یادگیری و حرکت به سوی اهدافشان حفظ کنند.
یادگیری برای من یک شیوه زندگی است. باور دارم که «دانش قدرت است، اما یادگیری ابرقدرت است». به همین دلیل، یادگیری مستمر، یادگیری در لحظه و روشهای یادگیری سریع از موضوعات مورد علاقه من هستند.
با ورود به حرفه معلمی و استخدام در آموزشوپرورش، فرصتی پیدا کردم تا این علاقهها را در کار با کودکان و دانشآموزان دنبال کنم. معتقدم پایههای شخصیت انسان از کودکی شکل میگیرد و تربیت کودک مسئولیتی مشترک میان خانواده، مدرسه و جامعه است. برای من، آموزش فرصتی برای کمک به رشد انسانی، تقویت کنجکاوی و ساختن آیندهای آگاهانهتر است.
در کنار این فعالیتها، در دوره جامع یوگا شرکت کردهام و به ارتباط ذهن و بدن و تمرینهای مدیتیشن علاقه دارم. این علاقه، بخشی از جستوجوی من برای شناخت بهتر خود و تجربه زندگی با توجه و آگاهی بیشتر است.
با تیم ما در ارتباط باشید
برای همکاری، مشاوره یا پرسش دربارهٔ دورهها با ما تماس بگیرید.