- آیا کارکنان با اشتیاق تشویق می کنند، زیرا در نهایت می توانند درگیر شوند؟
- شاید میزانی از بدبینی وجود داشته باشد که شاهد شکست طرح های شرکتی در گذشته بوده ایم؟
- آیا کارمندان درک می کنند که شما در حال انجام چه کاری هستید؟
درک اینکه آیا شما یک “فرهنگ نوآوری” دارید و تا چه حد در سازمان تبلیغ شده است دشوار است، با این حال، اجرای کمپین های ایده به ایجاد یک تصویر واضح تر کمک می کند.
نمونه ای از Swisslog
Swisslog یک مدیر نوآوری جدید در سال 2011 منصوب کرد، یک مبتکر با تجربه از صنعت Aeropace – Mike Hatrick. سنگ بنای برنامه نوآوری مایک ایجاد یک برنامه نوآوری شرکتی آنلاین بود که به هر کسی در شرکت اجازه می داد تا ایده های خود را در برابر چالش ها و فرصت های تجاری فعلی به اشتراک بگذارد. به عنوان یک کارمند جدید، مایک مطمئن نبود که نظر کارکنان در مورد نوآوری شرکتی چیست، همان چالش برای مدیران نوآوری جدید در هر نقشی.
هتریک میگوید: «من یک پلتفرم همکاری مشابه را در کار قبلیام معرفی کرده بودم. به یاد دارم که اولین چالش را راه اندازی کردم و متفکرانه منتظر بودم تا ببینم چه اتفاقی می افتد. آیا مردم شرکت خواهند کرد؟ آیا ما چند ایده می گیریم یا ایده های زیادی؟ در Swisslog هم همینطور بود. نمیتوانستم مطمئن باشم که چه اتفاقی خواهد افتاد.»
در طول یک سری اولیه از کمپین های نوآوری، Swisslog و شریک نوآوری آنها HYPE به دنبال درک نحوه درک این برنامه و نحوه هدایت نوآوری بیشتر از 1200 کارمند دعوت شده برای شرکت بودند.
به نظر میرسید که پس از برخی شور و شوق اولیه در مقیاس کوچک، مشارکت منحرف شد و مشارکت کلی کاهش یافت. واضح بود که فرهنگ مانند نقش قبلی مایک نیست، بنابراین رویکرد او باید تغییر می کرد.
مایک ادامه میدهد: «من به Swisslog احساس تجربه نسبتاً تجربهای در این زمینه داشتم و قبلاً 15 کمپین را اجرا کردم، همه با سطح مشارکت بالا» مایک ادامه میدهد، «زمانی که مشارکت در Swisslog در کمپینهای چهارم و پنجم شروع به کاهش کرد، نگران بودم. پیشبینی میکردم تا آن زمان تماشاگران به شدت درگیر شوند. در واقع، من فقط نگران نبودم – نگران بودم، زیرا اتفاقی در حال رخ دادن بود که من نمی فهمیدم.
درک فرهنگ نوآوری شرکتی
چیزی که Swisslog مانند بسیاری از سازمانها تجربه کرد، این بود که کارکنان را میتوان در دستههای زیر دستهبندی کرد:
شاید بیشتر متخصصان نوآوری انتظار داشته باشند که سازمانشان پس از یک دوره اجرایی اولیه 3 ماهه به شکل زیر درآید، مگر اینکه سابقه شکست نوآوری یا بازاریابی قابل توجهی در ارتباط با برنامه جدید وجود داشته باشد:
اکثر شرکت ها می گویند که به دنبال یک فرهنگ نوآوری هستند. در سادهترین سطح، این بدان معناست که گروه منتخبی از کارمندان به شدت مشتاق مشارکت هستند و اکثریت در صورت امکان از مشارکت خوشحال هستند. نکته مهم این است که همه کارکنان ارزش مشارکت را درک می کنند و ایده ها، افکار و مفاهیم را به اشتراک می گذارند.
بسیاری انتظار دارند که بزرگترین چالش افزایش آگاهی و ایجاد باور باشد، بنابراین کسانی که در دستههای قرمز، آبی و زرد هستند به دستههای سبز منتقل شوند.
هنگامی که بدانید سازمان شما چه “شکل” است، چگونه می توانید آن را به جلو ببرید؟
درک Swisslog
اولا، HYPE و Swisslog نگاهی دقیق به آمار مشارکت در طول زمان، علاوه بر کیفیت مشارکتها داشتند. آنها به طور مشترک ثابت کردند که بیشتر افراد هنوز در دسته های آبی و قرمز هستند.
در واقع، آنچه ما کشف کردیم شکل سازمانی به شرح زیر بود:
یافته های خلاصه
- برخی از کارمندان از شرکتکنندگان سبز به «شکگرایان» قرمز تبدیل شدهاند، زیرا نشنیدهاند چه اتفاقی برای ایدههایشان افتاده است.
- اگرچه همه دعوتنامههای بازاریابی و کمپین دریافت کرده بودند، اما حامیان مالی مرتبط با هرکدام نتوانستند توجه آنها را جلب کنند و بنابراین هنوز “ناآگاه” در نظر گرفته می شدند.
- برخی از افراد از دسته سبز “درگیر” به ناظران زرد رفته بودند زیرا موضوعات کمپین چهارم و پنجم را بسیار چالش برانگیز می دانستند یا به این دلیل که تازگی “فرسوده” شده بود.
مایک میگوید: «به نظرم شروع مشاهده جامعه کاربری خود با این مدل بسیار مفید بود. با هر مشکلی مهم است که قبل از تلاش برای رفع آن، حقایق و علت اصلی را جمع آوری و درک کنید. به عنوان مثال، کشف اینکه ما نسبت زیادی از افراد شکاک داریم، بر اقداماتی که انجام میدهیم تأثیر میگذارد. همچنین از اهمیت گروه کوچکی از علاقه مندان به نوآوری آگاهتر شدم و باید آنها را به شدت درگیر نگه دارم.
بازگرداندن برنامه به مسیر
Swisslog و HYPE برنامه را با جهت جدیدی متمرکز کردند و چالشهای زیر را برطرف کردند:
- نیاز به ایجاد باور و اطمینان در فرآیند
- نیاز به ارتباط نتایج به طور منظم
- نیاز به ایجاد حمایت مالی با ذینفعان ارشد
مجموعه جدیدی از کمپین های نوآوری ایجاد شد. برای هر کمپین به دنبال حامیان ارشد بودند، ترجیحاً افراد حرفهای غیر نوآور برای نشان دادن اینکه طیف وسیعی از سهامداران درگیر هستند. موضوعات انتخاب شده نسبتاً تاکتیکی و در عین حال مطابق با ابتکارات نوآوری شرکت بودند، بنابراین همه میتوانستند همبستگی را با ابتکارات مورد علاقه خود ببینند. این امر Swisslog را قادر می سازد تا در مورد پیشرفت و اقدامات در ارتباطات گسترده تر با شرکت صحبت کند، بنابراین اعتماد بیشتری نسبت به برنامه ایجاد کند.
«دریافت یک حامی اجرایی برای هر چالش مهمترین پیشرفتی بود که انجام دادیم. از قبل به تلاش بیشتری نیاز دارد، و معمولاً باید زمان کمپینها را متناسب با حامیان مالی تغییر میدادم، اما مزایای آن بسیار قابل مشاهده بود. برای مثال میتوانم گروههای عملکردی/جغرافیایی جدیدی را ببینم که درگیر میشوند، بهویژه از ناحیه حامی شرکت. تیم های بررسی بیشتر درگیر و فعال بودند و البته ایده ها شروع به یافتن مسیر سریع تری برای اجرا کردند. واضح بود که کاربران این برنامه را معتبرتر و مرتبطتر میدانستند.»
مزایا و نتایج کلیدی
- مشارکت به طور چشمگیری افزایش یافت. کمپینها قبل از تغییر رویکرد هرکدام کمتر از 20 ایده را جذب میکردند، اما بازترین کمپینها نزدیک به 180 ایده را جذب میکردند.
- کیفیت ارسال ها افزایش یافت.
- تنوع بیشتر ایده ها محتوا از بخشهای مختلف سازمان میآمد، بهطور فزایندهای از جیبهایی که قبلاً هرگز درگیر آن نبودهاند.
مراحل بعدی برای Swisslog
هدف Swisslog همراه با HYPE ایجاد یک فرهنگ نوآوری است که آگاهی و درگیر بودن همه با فرآیند نوآوری را تضمین می کند و شکل سازمانی را در طول زمان به موارد زیر منتقل می کند.
برای انجام این کار، Swisslog روی موارد زیر تمرکز خواهد کرد:
- ایجاد حرکت در پایگاه کارکنان
- ارتباط دقیق برای نشان دادن موفقیت و ایجاد باور در فرآیند
- یک مسیر اجرای روشن برای همه ایده ها و مفاهیم که نشان دهنده مراحلی است که هر حامی انجام خواهد داد
هتریک در پایان میگوید: «برنامه ما یک سال است که اجرا میشود و نتایج خوبی به دست آورده است. نکته مهم این است که جامعه کاربران به خوبی درگیر هستند و مشاهداتی که در اواسط سال انجام دادیم به ما کمک کرد تا تغییرات درستی برای ادامه ساختن یک برنامه موفق ایجاد کنیم. موفقیت برنامه همه به شرکت کنندگان بستگی دارد که بدون آنها هیچ ایده یا همکاری وجود ندارد! ما باید برنامه را پر جنب و جوش و مرتبط با آنها نگه داریم بدون توجه به اینکه در کدام یک از دسته بندی ها قرار دارند. به عنوان مثال، ما خبرنامه های ماهانه داریم تا “شکاکان نوآوری” را متقاعد کنیم که این رویکرد کارآمد است و “ناآگاهان” را بیشتر آگاه می کند. ما همچنین در حال معرفی برنامههای موبایل برای بهبود دسترسی هستیم که باید به تماشاگران کمک کند تا به سمت «علاقهمندان به نوآوری» فارغالتحصیل شوند.
بدون نظر