فرهنگ نوآوری فراتر از شعار ترنبول تکامل یافته است

جای تعجب نیست که شعار نوآوری دولت ترنبول به هم خورده است. این امر باعث ایجاد معافیت های مالیاتی استراتژیک و مشوق هایی با هدف افزایش اشتها برای ریسک به عنوان وسیله ای برای نوآوری می شود، در حالی که فرهنگ نوآوری واقعی در واقع مدیریت و به حداقل رساندن خطرات است.

این یک اصل کلیدی فرهنگ نوآوری جدید است که در صنایع طراحی و استارتاپ در حال ظهور است. رهبران استرالیایی پشت توپ این فرهنگ هستند و در بسیاری از موارد به سختی می‌جنگند.

نوآوران و کارآفرینان استرالیایی سال‌هاست که از وضعیت فرهنگ ملی نوآوری شکایت می‌کنند و دلیل خوبی هم دارند. بر اساس گزارش سیستم‌های نوآوری استرالیا در سال 2015 ، تنها 16 درصد از کسب‌وکارهای استرالیایی دارای فرهنگ نوآوری با عملکرد بالا هستند، در مقایسه با 44 درصد از 100 شرکت برتر جهانی. .

شرکت‌های استارت‌آپ استرالیایی بخش اعظم 16 درصدی با عملکرد بالا را تشکیل می‌دهند. این شرکت ها فرهنگ نوآوری جدیدی را تعریف می کنند که سریع، مشارکتی و متعهد به حداقل کردن ریسک است.

یک ایمیل هفتگی با تجزیه و تحلیل مبتنی بر شواهد از بهترین محققان اروپا

استرالیای شرکتی مشتاق است که راه استارت آپ را بپذیرد . اما شرکت ها باید درک کنند که قوانین تغییر کرده اند.

پانزده سال پیش، اگر مدیر عامل و هیئت مدیره، جریان ثابتی از ایده های محصول جدید را از طریق خط لوله نوآوری شرکت الزامی می کردند، یک شرکت نوآور در نظر گرفته می شد. نوآوری یک فرآیند با دقت برنامه ریزی شده بود که از بالا هدایت می شد و با اهداف استراتژیک کلیدی گره خورده بود.

در سال 2016، نوآوری به معنای کارآفرینی، تیم‌های خودسازمانده، ایده‌های سریع و آزمایش‌های ارزان با مشتری است. این یک مفهوم و عملکرد کاملاً متفاوت از نوآوری است.

چه چیزی باعث این تغییر شده است؟ پاسخ پیچیده است، اما به طور مرکزی به صعود سریع مجموعه ای از روش ها مربوط می شود که ماهیت کار را در دنیای طراحی و استارتاپ های فناوری تغییر داده است. این روش ها نوآوران و کارآفرینان را قادر می سازد تا محصولات و خدمات جدید را سریع، با حداقل هزینه و ریسک محدود توسعه دهند. آنها عبارتند از: توسعه نرم افزار چابک، تفکر طراحی و روش راه اندازی ناب.

توسعه نرم‌افزار چابک در سال 2001 متولد شد. توسعه‌دهندگان چابک در تیم‌های خودسازماندهی برای ایجاد نرم‌افزار کار در سرعت‌های کوتاه و تکراری کار می‌کنند. آنها با رویکردهای “آبشار” برنامه ریزی فشرده مخالفند، زیرا این رویکردها منجر به فوران بودجه و نرم افزاری می شود که هیچ کس نمی خواهد. در عوض آنها نرم افزاری را با همکاری نزدیک با مشتریان و کاربران می سازند. این نشان دهنده رویکرد هکرها برای توسعه نرم افزار است: ساخت، آزمایش، یادگیری و تکرار.

طرز فکر و شیوه های هکرها از سال 2004 به دنیای طراحی وارد شد، زمانی که دیوید کلی، بنیانگذار IDEO ، dschool را در دانشگاه استنفورد راه اندازی کرد. dschool “تفکر طراحی” را به عنوان برنامه درسی اصلی برای صنعت طراحی دره سیلیکون ایجاد کرد.

نسخه IDEO از تفکر طراحی، یک تحقیق انسان‌شناختی در مورد رفتار معمول کاربر را با رویکرد توسعه چابک به سبک هکرها تلفیق می‌کند. دانش‌آموزان در dschool یاد می‌گیرند که چگونه در تیم‌های خودسازمان‌دهی کار کنند تا به سرعت محصولات و خدمات نوآورانه‌ای را تولید کنند که نیازهای مشتریان را برآورده می‌کنند.

از زمانی که اریک ریس The Lean Startup را در سال 2011 منتشر کرد، خودسازماندهی و نمونه سازی سریع برای یادگیری به ویژگی های ابزاری صنعت استارتاپ تبدیل شده است. Ries بر اساس روش توسعه مشتری استیو بلنک ، فرآیندی برای اعتبارسنجی فرضیه‌های مدل کسب‌وکار، با ایده «حلقه بازخورد ناب»، چرخه‌ای از آزمایش‌ها که به کارآفرینان کمک می‌کند مدل کسب‌وکار را سریع شناسایی کنند، ساخته شده است.

در دنیای استارت‌آپ‌های امروزی، جمع کردن یک نمونه اولیه و آزمایش آن با مشتریان راهی است که مردم یک کسب‌وکار را راه‌اندازی می‌کنند. Spreets ، وب‌سایت خرید گروه استرالیایی، از روش استارت‌آپ ناب استفاده کرد تا در عرض یک ماه از مفهومی به راه‌اندازی دیگر برسد. Spreets نه ماه بعد توسط Yahoo7 به مبلغ 40 میلیون دلار استرالیا خریداری شد.

از طریق خودسازماندهی و نمونه سازی سریع، شرکت های استارت آپی می توانند سریعتر و ارزان تر از شرکت های دارای ساختار سنتی نوآوری کنند و هزینه ها و ریسک های تجاری را به حداقل برسانند.

اگر دولت واقعاً متعهد به پرورش فرهنگ نوآوری بومی است، باید در آموزش کارآفرینان و رهبران تجاری در این فرهنگ نوآوری جدید سرمایه‌گذاری کند. معافیت های مالیاتی در نهایت مکانیزم ضعیفی برای پرورش فرهنگ نوآوری است. آنها ممکن است کارآفرینان را تشویق به ریسک کنند، اما آنها را تشویق نمی کنند تا به طور فعال ریسک را از طریق آزمایش های مشتری کاهش دهند.

علاوه بر کاهش هزینه‌های کارآفرینی، سیاست نوآوری خوب باید به افزایش اثربخشی سرمایه‌گذاری‌های کارآفرینی کمک کند. این را می توان با آموزش به مردم برای نمونه سازی نوآوری ها، شکست و یادگیری سریع به دست آورد.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *