چگونه تحقیقات پیش از توسعه نوآوری بعدی خود را انجام دهید

از اکتشافات تصادفی گرفته تا نوآوری های موفقیت آمیز

متاسفانه تصادفات همیشه اتفاق می افتد. با این حال، گاهی اوقات منجر به اکتشافات بزرگی می شود که راه را برای نوآوری ها هموار می کند. اینها بهترین انتخاب های ما برای اکتشافات تصادفی هستند که مطمئناً در زندگی روزمره ما کاربرد نوآورانه ای پیدا کردند. آیا می توانید راهی برای تبدیل تصادف خود به چیزی خلاقانه فکر کنید؟ به این راه حل های نابغه نگاه کنید!

برشتوک

کورن فلکس های معروف Kellogs یکی از انتخاب های مورد علاقه صبحانه امروزی است. اما، اگر برای تصادف نبود، اکنون آنها را نداشتیم. در سال 1894 ، دکتر جان هاروی کلوگ به عنوان سرپرست در آسایشگاه بتل کریک کار می کرد. هم او و هم برادرش، ویل کیث کلوگ ، ادونتیست های روز هفتم بودند و به دنبال راه هایی برای گنجاندن رژیم غذایی سخت و شیوه زندگی خود در هنگ بیماران بودند. قهوه ممنوع بود و به جای آن یک جایگزین از گرانولا به بیماران می دادند.. ویل مقداری گندم آب پز باقی گذاشته بود که در زمان بازگشت کهنه شده بود و به جای دور انداختن آن، آن را در غلتک هایی قرار داد تا سعی کند ورقه های گندم درست کند، اما در این راه تکه های پوسته شد! مرحله بعدی نان تست و سرو به بیماران بود. آنها کاملاً محبوب شدند و Granose نام گرفتند. بعداً با دانه های دیگر امتحان کردند و با ذرت زدند. بنابراین – دانه های ذرت.

ال اس دی

دکتر آلبرت هافمن ، یک شیمیدان سوئیسی، در دوران خود در حال تحقیق درباره اسید لیسرژیک بود. در آن زمان، به عنوان یک ماده شیمیایی قوی شناخته شده بود که از قارچی که روی چاودار رشد می کند جدا شده است. او برای اولین بار در سال 1938 آزمایش آن را آغاز کرد ، اما با خوردن تصادفی آن 5 سال بعد، متوجه اثرات روان دارویی آن شد. بقیه اش تاریخ است.

مسابقات اصطکاک

کبریت‌های شیمیایی قرن‌ها بود که وجود داشتند، اما به دلیل خطر و بی‌ثباتی احتمالی، هرگز نمی‌توانستند ضربه بخورند و برای استفاده امروزی در دسترس قرار گیرند. در سال 1826 ، شیمیدان و داروساز دیگری به نام جان واکر به چگونگی ایجاد یک راه ایمن و آسان برای به دست آوردن آتش علاقه مند بود و راه های مختلفی را برای انجام آن کشف کرده بود. اونی که کار کرد فقط یک تصادف بود. یک چوب چوبی که او در آزمایشات خود از آن استفاده می کرد، آغشته به مخلوطی که در حال آماده کردنش بود، در اثر اصطکاک تصادفی آتش گرفت. این همان چیزی بود که او به دنبالش بود و به لطف آن، امروز مسابقات اصطکاکی داریم.

مایکروویو

به لطف پرسی اسپنسر و یک تخته شکلات در جیبش، امروزه تقریباً در هر خانواده ای مایکروویو داریم. او به سادگی در مکان مناسب در زمان مناسب بود. در سال 1946 او در حال کار بر روی یک پروژه مرتبط با رادار بود و متوجه شد که نوار شکلات در جیبش به دلیل لوله خلاء در حال آزمایش ذوب شده است. او سعی کرد لوله را به سمت سایر غذاها مانند تخم مرغ و دانه های ذرت بوداده بگیرد و پتانسیل آشپزی این تشعشعات مایکروویو را دید که نتیجه آن چیزی است که امروزه ما به عنوان اجاق مایکروویو می شناسیم.

پنی سیلین

البته به طور تصادفی در سال 1928 کشف شد و در سال 1940 معرفی شد و فصل جدیدی را برای آنتی بیوتیک ها باز کرد و جان میلیون ها نفر را نجات داد. الکساندر فلمینگ که اکنون مشهور بود، متوجه شد که در یکی از ظروف پتری او که در آن مستعمرات استافیلوکوک بود، کپکی شروع به رشد کرد. چیزی که توجه او را جلب کرد تأثیر کپک روی باکتری بود، رشد نکردن آن. این کپک یک سویه نادر از Penicillium notatum بود. این کشف تصادفی به او جایزه نوبل را در سال 1945 داد.

Play-doh

از پاک کننده کاغذ دیواری گرفته تا وسایلی که تقریباً همه بچه ها باید داشته باشند. در روزگاری که مردم از آتش زغال سنگ برای گرم نگه داشتن خانه های خود استفاده می کردند، در نهایت با یک محصول جانبی، دوده مواجه می شدند که دیوارهایشان را می پوشاند. این با یک ماده خاک رس صابون مانند با غلتاندن آن بر روی دیوارها پاک می شود و در این فرآیند آنها را تمیز می کند. اما زمانی که کاغذ دیواری وینیل که با اسفنج و آب تمیز می‌شد، معرفی شد، نیازی به این محصول پاک‌کننده صابون خاک رس را از بین برد. قبل از ترک کار، نوآ مک‌ویکر ، که این پاک کننده کاغذ دیواری را طراحی کرده بود، و برادرش جو توسط یک معلم مهدکودک به نام کی زولاف تماس گرفتند.، که ایده ای نوآورانه در مورد نحوه استفاده از محصول خود داشت. او آن را به بچه ها داده بود تا با آن بازی کنند و آنها آن را دوست داشتند! با حذف مواد شوینده از خمیر و افزودن مقداری رنگ، Play-Doh متولد شد!

یادداشت های ارسالی

در سال 1968 به جای یک چسب فوق العاده قوی که دکتر اسپنسر سیلور ، که در 3M کار می کرد، سعی در ایجاد آن داشت، به چیزی کاملاً متفاوت رسید – چسب کم، حساس به فشار و قابل استفاده مجدد. در مقایسه با هدف اولیه او کاملا برعکس. هیچ کس آن را مفید ندید تا اینکه 5 سال بعد یکی از همکارانش، آرت فرای، از آن برای لنگر انداختن نشانک خود در کتاب سرود خود استفاده کرد. این یک ایده عالی بود، اما زمانی که 3M این نشانک‌های چسبناک قابل استفاده مجدد را به نام «Press ‘n Peel» در سال 1977 در فروشگاه‌ها راه‌اندازی کرد، موفقیتی فوری نداشت. سرانجام، در سال 1979 ، محصولی که به نام “Post it” شناخته می شود، عرضه شد.

ساخارین

گاهی اوقات شستن دست ها آنقدرها هم بد نیست، یا فقط در مورد کنستانتین فالبرگ ، شیمیدان آزمایشگاه دانشگاه جان هاپکینز در ایرا رمسن ، چنین بود. با فراموش کردن شستن دست هایش قبل از ناهار متوجه شد که هر چیزی را که لمس کرده بود طعم شیرینی دارد. او در نهایت شیرین کننده مصنوعی 400 برابر شیرین تر از شکر و جایگزینی عالی برای قند برای بیماران دیابتی کشف کرد.

شیشه ایمنی

شیشه ایمنی که امروزه به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد و منبع الهام برخی از نوآوری های دیگر است، با خوش شانسی محض کشف شد. در سال 1903 ، ادواردو بندیکتو ​​که در آزمایشگاه خود روی یکی از آزمایش‌های خود کار می‌کرد، یک فلاسک شیشه‌ای را انداخت. در کمال تعجب او تکه تکه نشد اما شکل خود را به دست آورد. و همه اینها به لطف یک لایه نازک از نیترات سلولز، که یک پلاستیک مایع است، در فلاسک شیشه ای باقی مانده است.

اسکاچگارد

ما دوباره این یکی را مدیون شیمیدان 3M هستیم ! چه محصول نوآورانه ای که به نظر می رسد ما را بارها و بارها شگفت زده می کند. اما برای شیمیدانانی که آن را کشف کرده بودند نیز غافلگیرکننده بود. پتسی شران و سم اسمیت در آزمایشگاه 3M روی پروژه دیگری کار می کردند و سعی می کردند نوعی لاستیک مورد استفاده برای خطوط هواپیماهای سوخت جت توسعه دهند و از مواد فلوروشیمیایی استفاده می کردند. دست و پا چلفتی دوباره نتیجه داد. یکی از دستیاران بطری با نوعی لاتکس مصنوعی که شرمن ساخته بود به زمین انداخت و همه از آنچه دیدند شگفت زده شدند. حتی با وجود اینکه روی کفش‌های سفید تنیس دستیار ریخته شده بود، ظاهر آن‌ها را تغییر نداد و با هیچ حلالی قابل شستشو نبود. و علاوه بر آن، یک دافع عالی برای آب، روغن و سایر مایعات بود.

باریک

بیش از 300 میلیون Slinkys در سراسر جهان فروخته می شود و آنها یکی از اسباب بازی های مورد علاقه بچه ها هستند! با این حال، این در ابتدا برای بچه ها در نظر گرفته نشده بود، اما روش استفاده نوآورانه خود را پیدا کرد. این فنرها در واقع برای استفاده به عنوان تثبیت کننده تجهیزات حساس در کشتی ها طراحی شده بودند، اما به طور تصادفی سقوط کردند، برگشتند و به عقب خم شدند. همسر مهندس ریچارد جیمز ایده فروش آن را به عنوان یک اسباب بازی گرفت و چه ایده خوبی بود!

چسب فوق العاده

ماده ای به نام سیانوآکریلات که در ابتدا برای دید تفنگ های دقیق استفاده می شد، بسیار چسبنده بود. شش سال پس از اولین تلاش، در سال 1951 ، هری کاور از آزمایشگاه‌های ایستمن-کداک، در حالی که روی سایبان هواپیما کار می‌کرد، در شرایط مشابهی با سیانواکریلات قرار گرفت. فقط این بار علاوه بر دیدن تلاش بیهوده، متوجه شد که پیوند فوق العاده قوی به دلیل این ماده بدون نیاز به گرمای اضافی شکل گرفته است و در واقع کاملاً قوی است. او به پتانسیل این چسب فوق العاده پی برد و آن را به ثبت رساند.

تفلون

برای دوست داشتن این نوآوری نیازی نیست در آشپزخانه سرآشپز باشید. به لطف تفلون، دیگر خبری از املت و پنکیک چسبناک در ماهیتابه نیست. یکی دیگر از مواد شیمیایی تصادفی تبدیل به یک ضربه شد. در سال 1938 روی پلانکت برای Dupont روی روش‌های ابتکاری برای بهبود یخچال‌ها کار می‌کرد و از گاز تترافلوراتیلن (TET) که در یک سیلندر ذخیره می‌کرد استفاده می‌کرد. اگرچه آزمایش او به نتیجه نرسید، اما او به یک ماده پودری رسید که از TET پلیمریزه شده بود. پس از آزمایشات بیشتر با ماده تازه یافت شده، متوجه شد که این ماده در برابر دماهای بسیار پایین و بالا مقاوم بوده و اصطکاک سطحی کمی دارد. استفاده نوآورانه خود را در ظروف آشپزی پیدا کرد.

ضربان ساز

با این حال، پروژه دیگری اشتباه شد که منجر به نجات جان میلیون ها نفر شد. قرار بود این دستگاه ضبط ضربان قلب باشد. فقط به دلیل یک اشتباه کوچک، مقاومت اشتباهی که او از جعبه خارج کرد و از آن برای تکمیل مدار استفاده کرد، در  سال 1956  ویلسون گریت بچ متوجه شد که دستگاهش پالس های الکتریکی مشابه ضربان قلب منتشر می کند. بنابراین به جای یک دستگاه ضبط قلب، او در نهایت دستگاه معروف تقلید ضربان قلب خود را ساخت – ضربان ساز.

نوار چسب

به لطف همراه خزدار خود، گئورگ د مسترال ، به ایده ای برای ایجاد نوار چسب دستی دست یافت. در حالی که او با سگش برای شکار بیرون آمده بود، متوجه شد که دسته‌ای از فرزها به‌طور آزاردهنده‌ای به خز سگش چسبیده‌اند و همچنین جوراب‌هایش و تقریباً هر چیزی که می‌توانستند به آن بچسبند. اگرچه از این موضوع آزرده خاطر بود، اما علاقه مند شد به این که چه چیزی باعث شده است که به راحتی به آن متصل شود. پس از بررسی زیر میکروسکوپ، او متوجه شد که این سوراخ‌ها دارای یک قلاب کوچک هستند که به آن‌ها اجازه می‌دهد تا روی سطوح خزدار قرار بگیرند. او با مواد زیادی آزمایش کرد اما نایلون بهترین راه حل بود. اگرچه امروزه ما همیشه از این نوآوری با الهام از طبیعت استفاده  می کنیم، تقریباً 2 دهه بعد به لطف ناسا محبوبیت پیدا کرد.

همانطور که دیدیم، همه چیز همیشه آنطور که ما برنامه ریزی کرده بودیم پیش نمی رود، اما گاهی اوقات ممکن است بهتر از برنامه ریزی شده باشد. شاید وقت آن رسیده باشد که به تابلوی نقاشی برگردید و از منظری تازه به ایده های خود نگاه کنید و به راه های خلاقانه دیگری فکر کنید که بتوانید آنها را توسعه دهید و ایده های بد را به ایده های عالی تبدیل کنید. یک بار دیگر، Innovation Cloud وجود دارد تا به شما کمک کند ایده های خود را جمع آوری کنید، آنها را بهبود بخشید و آنها را به موفقیت های بازار تبدیل کنید. پس بیایید با هم تلاش کنیم و تصادف را به موفقیت تبدیل کنیم!

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.